...تنهایــــــــی یعنی...

آدم گاهی آنقدر تنها می‌ شود 

و با خودش حرف می‌ زند که تبدیل می‌ شود به دو نفر...

 

- پاتریک دوویت

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 1:11 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهایی که از یک حد گذشت، دیگر تمام آدم های دنیا هم ترکت کنند مهم نیست ... گلرنگ رنجبر / کِی از این چرخ و فلک پیاده می شوم؟

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 1:0 توسط از اهالی همین حوالی|

از صاحب این متن میخواهم مرا ببخشد که منبع را به یاد نمی آورم اما دلم خواست که متن را اینجا بگذارم...

ﺗﮏ ﺧﻮﺭﯼ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭﻝ ﻫﺎﺵ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﺩﻟﺖ . ﻫﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﯼ.ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﺗﻠﻔﻦ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﺻﻔﺪﺭ ﺁﻗﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺳﯽ . ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻮﺯﯾﮏ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ . ﻫﯽ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯽﮔﺮﺩﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﻨﯽ . ﻫﯽ ﺑﯽ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻭﻗﺖ ﻭ ﺑﯽ ﻭﻗﺖﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺍﻣﺎ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﻭ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﺍﯾﻦﺑﺨﺶ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﭘﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .ﺻﺪﺍ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻮﺯﯾﮏ ﻫﺎﻭﺱ ﮐﻮﭺ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺑﻪﺳﻨﺘﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻓﺼﻮﻝ . ﻟﺨﺖ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﯽ ﻭﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﯼ ﮔﺎﺯ . ﺍﮔﺮ ﺯﻭﺩ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺶﮐﻢ ﮐﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ . ﺍﮔﺮ ﺳﺒﺰﯼ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭﮐﻤﯽ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﭼﺮﺑﯽ ﺍﺯ ﺷﮑﻤﺖ ﺑﻪ ﺟﺮ ﻋﻀﻠﻪ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﯽ، ﮔﺮﺩﻭ
ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻮﺑﯽ ﻭ ﺳﺒﺰﯼ ﮐﻮﮐﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻇﺮﻑ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﻭ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺗﺨﻢﻣﺮﻍ ﻣﯽ ﺗﮑﺎﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﻭ ﻧﻤﮏ ﻭ ﻓﻠﻔﻞ ﻭ ﺯﺭﺷﮏ ﻭ ﺗﺎ ﭼﻨﺪﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻟﻢ ﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﺗﺴﺖ ﮐﻮﮐﻮ ﻭ ﺳﺒﺰﯾﺠﺎﺕ ﻭﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ . ﻧﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﺭﺍﻭﯼ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥﺧﻮﺭﺷﺖ ﺑﺎﻣﯿﻪ ﻭ ﺑﺎﺩﻣﺠﺎﻥ ﺑﺎ ﻏﻮﺭﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﻫﻢ ﺭﻭﯼ ﮔﺎﺯ ﺟﻮﺵ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ . ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﻏﺮﯾﺐ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﻤﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﻭﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ...

نوشته شده در شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۳ساعت 11:5 توسط از اهالی همین حوالی|

ﺩﻧﯿﺎﯼِ " ﺷﻠﻮﻏﯽ " ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭ " ﺗﻨﻬﺎﯾﯽِ " ﺧﻮﺩﺵﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺍﺳﺖ

پلاس مرجان احمدی
نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۳ساعت 6:28 توسط از اهالی همین حوالی|

ﺗﻨﻬﺎﺋﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﻠﻤﻮﺱﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ

پلاس هیچکده

 

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد ۱۳۹۳ساعت 10:5 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهایی یعنی سوال پیامکی برنامه تلویزیونی این باشه که امشب فوتبال رو با کی تماشا می کنی و تو در جوابش بغض کنی...

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۳ساعت 10:1 توسط از اهالی همین حوالی|

ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﯽ

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﺩﻟﭽﺴﺐ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻪ !

.

__ ﺍﻭﺭﯾﺎﻧﺎ ﻓﺎﻻﭼﯽ


برچسب‌ها: ا
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۳ساعت 22:37 توسط از اهالی همین حوالی|

من مجمع‌الجزایر تنهایی و غمم


پهلو بگیر پهلوی من، شاد کن مرا

مژگان عباسلو


برچسب‌ها: از
نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۲ساعت 11:0 توسط از اهالی همین حوالی|

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﻧﺎﻡ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ
ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ !
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ !
ﺳﺮﺩﺕ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺮﻑ
ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯾﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺟﻬﻨﻤﯽ ﻧﺎﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﺖ
ﺟﻬﻨﻤﯽ ﺑﺎ ﺁﺗﺶ ﺳﺮﺩ
ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ !
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﻮﻝ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ
ﭘﺮ ﺍﺯ ﻇﻠﻤﺖ ﻭ ﻧﺎ ﺷﻨﺎﺧﺘﮕﯽ
ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﺘﺮﻭﮎ ﺩﺭ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺟﻨﮕﻞ
ﻋﺒﻮﺭ ﻧﺴﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻻﺑﻼﯼ ﻋﻠﻒ ﻫﺎ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻨﺪ .
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﯼ
ﭘﺨﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﯼ
ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ....
ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻣﻦ !
ﺑﯿﺎ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﮑﺶ !
ﺍﺯ ﮐﺎﻓﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺩ ﻭ ﻧﯿﺸﺨﻨﺪ
ﺍﺯ ﮔﻠﻮﯼ ﺷﺐ ﻫﺎ
ﺍﺯ ﮔﻞ ﻭ ﻻﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﻣﻦ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺑﯿﺎ ﻣﺮﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﺑﯿﺎ ﻣﺮﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ !
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺩﺭﻧﮓ ﺩﺭ ﺳﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺁﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﭘﯿﺮﯼ ﺳﺖ
ﺧﻤﯿﺪﻥ ﺗﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺍﺳﺖ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﺠﺴﻢ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﺪﻭﺩ ﺍﺳﺖ
ﺑﯿﭽﺎﺭﮔﯽ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﯾﮏ ﻗﺪﻣﯽ ﻣﺮﮒ ﻭ ﺗﺮﻥ .
ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻣﻦ !
ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ﺑﯽ ﺗﻮ
ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﮑﻨﻢ
ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻌﺮ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
ﻭﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ
ﺗﻠﺦ ﻣﺜﻞ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ

ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻧﻮ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﺩ

رسول یونان

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ساعت 8:36 توسط از اهالی همین حوالی|


شغل: دیگران را از تنهایی درآوردن!


وب آلما توکل- خرمالوی سیاه

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 7:51 توسط از اهالی همین حوالی|


تنهایی رفیقی است که هیچ سلامی را بی‌جواب نمی‌گذارد.
او اولین وُ آخرین معشوق ِ همه ی آدمهاست. چه بخواهی چه نخواهی به آغوش ِ همیشه بازش برمی‌گردی و این، مثل ِ مرگ، گریز ناپذیر است.
اما در این بین، گاهی که به سراغش می‌روی، مثل ِ همیشه، تو را گرم در بر می‌گیرد و کسی را یارای رقابت با او نیست.
گیلاس ِ مشروب ِ تنهایی ِ هیچکس را، هیچکس نمی‌تواند پُر کند، مگر خود ِ خود ِ تنهایی.
پس
سلام تنهایی!

از پلاس علیرضا حاجی بابائی

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 7:48 توسط از اهالی همین حوالی|


تنهایی پیچیده نیست! چای خوردن است
خندیدن است و گریستن است
به جَبر ِ هجران...


علیرضا روشن

نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۹۲ساعت 9:27 توسط از اهالی همین حوالی|

و عشق بود

آن حس غریبی که تنهایم کرد

تنها و منحصر بفرد


لیلا کردبچه

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ساعت 7:35 توسط از اهالی همین حوالی|

بزرگترین عیب موسیقی این است که به آدم کمک می‌کند از تنهایی خودش لذت ببرد و  او را در این تنهایی منفعل رها می‌کند. برای آدم افسرده گوش کردن آهنگ مثل سم است. آنها که افسردگی شدید را تجربه کرده‌اند می‌فهمند چه می‌گویم، وقتی هدفون را در گوشت می‌گذاری عملا خودت را ایزوله‌ می‌کنی. دیواری دور خودت می‌کشی و از جداافتادگی خودت از بقیه آدم‌ها لذت می‌بری. در خیابان راه می‌روی در ماشین نشسته‌ای در صف ایستاده‌ای  در ازدحام به جمعیت تنه می‌زنی اما در همه این موقعیتها تنها هستی و موسیقی به تو کمک می‌کند از این تنهایی مخرب لذت هم ببری. این لذت بردت از تنهایی، ابتدا یک مکانیزم دفاعی در برابر افسردگی است اما به مرور تبدیل به وضعیتی پایدار می‌شود که تو و افسردگی را به هم عادت می‌دهد. به مرور تو تبدیل به بیماری می‌شوی که از بیماری‌ات لذت می‌بری و نه تنها به دنبال درمانش نمی‌روی بلکه به آن افتخار هم می‌کنی.
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 12:33 توسط از اهالی همین حوالی|

ﺩﺭ ﯾﮏ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺷﯿﺸﻪ ﻧﺎﺯﮎ ﻭ ﻇﺮﯾﻒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪﺑﺎ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﮔﺎﻣﻬﺎ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺷﯿﺸﻪ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﺿﺪ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﻣﺎﻓﻮﻕ ﺳﺮﻋﺖ ﻫﻢ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﻫﯿﺞ ﺗﺮﮎ ﻭ ﺧﺮﺍﺷﯽ ﺩﺭ
ﺁﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .
ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﻗﻄﻌﻪ ﺷﻌﺮﺵ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻧﻈﺮﻣﯿﮑﺮﺩ : ﺑﺴﺮﺍﻍ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺎﯾﯿﺪ ﻧﺮﻡ ﻭ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ
ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺗﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﭼﯿﻨﯽ ﻧﺎﺯﮎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ
پلاس ناهید سیدی
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 12:28 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهایی در من قطاری‌ست که مسافرانش را در قطاری دیگر پیاده می‌کند


از وب خارج از ترومپت

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:58 توسط از اهالی همین حوالی|

من خود تنهایی را انتخاب کرده ام!
تنهایی نزدیکترین فاصله ی من تا من است!
تنهاییم نه از آنروست
که در انتظار کسی به سر می برم و تاب می آورمَش، نه!
من تنها
اعتمادم را از دست داده ام!


"مصطفی زاهدی"
باتشکر از انتهای بیراهه

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ساعت 10:54 توسط از اهالی همین حوالی|

از آینه بپرس / نام نجات دهنده ت را / آیا زمین که زیر پای تو می لرزد / تنهاتر از تو نیست؟

فروغ

نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ساعت 8:11 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهاییت را بالا آورده ایی ... یا تنهایی بالا آورده ایی؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ساعت 14:2 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهایی بودن با کسی ست که نیست

افشین صالحی

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ساعت 14:1 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهــايي،

آدم را حشــره شنــاس مــي کنــد!


حتــي نــايــاب تــريــن عنکبــوت هــاي دنيــا هــم،

کنــج ديــوار اتــاق مــن،

تــار تنيــده انــد . . .


 میلاد تهرانی

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 13:39 توسط از اهالی همین حوالی|

بـه‌وقــت تنهــایــی،

مــرد، زیــر بــاران سیگــار مــی‌کشــد؛

زن، پشــت پنجــره!


امــا، نــه بــاران، مهــم اســت،

نــه مــرد، نــه پنجــره، نــه زن!


مهــم،

تنهــایــی اســت کــه دود مــی‌شــود .

رضا کاظمی

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 11:6 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهایی نمی‌شود از پس تنهایی برآمد.

مهدیه لطیفی

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 10:43 توسط از اهالی همین حوالی|

بدترین قسمت نگهداری خاطرات، درد نیست. بلکه تنهایی آن است. خاطرات را باید تقسیم کرد.


بخشنده، لوییس لوری

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 14:43 توسط از اهالی همین حوالی|


اگر تنهایی زن بوی اشک میدهد ؛ تنهایی مرد بوی خون میدهد


از کتاب قیدار نوشته رضا امیرخانی

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 11:4 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهایی

با سمباده ی نرمش از راه می رسد

دست روی پهلوی راستم می گذارد

و آرام آرام

می کشد.

غلامرضا بروسان

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 13:9 توسط از اهالی همین حوالی|

تنهایی را دوست دارم .... بی دعوت می آید ؛

بی منت می ماند ! بی خبر نمی رود ....


نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ساعت 7:55 توسط از اهالی همین حوالی|

بوی دلتنگی می دهم!
حتی بهار هم
پیله ی تنهایی م را
به روی پروانه هایش نمی گشاید!

رضا کاظمی

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ساعت 12:43 توسط از اهالی همین حوالی|

  بهار....بود

 

     و... بهانه اي برای چیده شدن :


             سبزی عید از تو !!!


 بوسيدن دستانت از من !


    سالهاست ...


          سفره ام را در تنهایی چیده ام 


                                       کنار ِ سبزه ها

 

     و اشکی را ریخته ام ، که غرورم


                                                    از تو می پوشاند .


   و هنوز در انتظارم ....


                      کسی مرا هم بیدار کند !


از وب کوچه باغ تنهایی

نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 9:3 توسط از اهالی همین حوالی|

گاه

آدمی تنهاتر از آن است که سکوتش می‌گوید

...

گاه

تنهایی تنهاتر از آن است که دیده شود .


"محمدعلی بهمنی"

نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 8:41 توسط از اهالی همین حوالی|


آخرين مطالب
» 234
» 233
» 232
» 231
» 230
» 229
» 228
» 227
» 226
» 225

Design By : Pichak