...تنهایــــــــی یعنی...
که خيابان برايش گز کرده باشي به تنهايي... از وبلاگ یکی ماه را خاموش کرد
دعا میکنه اتفاقی واسه اهالی ساختمون نیفته از وب به کسی نگو تنهایی یعنی بعد از اتمام سرم از منشی مطب خواهش کنی آستین مانتو رو برات بکشه پائین... . . . به دلیل پیدا نشدن رگ راوی هر دو آستین بالا کشیده شده...
* اگر رقبتی به خرید باشه اصلاً...
*موهای راوی در آن زمان کفی بوده
دریا عمیق است تنهایی عمیقتر دستت را بده با هم دست و پا بزنیم پیش از آن که غرق شویم ... ( شهاب مقربین )
هر شب بشقاب هایی را می شورم که در آن ها غذا نخورده ای دو لیوان چای می ریزم و می نشینم روبروی جای خالی تو از وبلاگ دانه های ریز حرف
تنهایی یعنی تیکه های پازل 2500 تیکه ات هنوز که هنوزه کنار هم چیده نشده اند... پازلش سخته؟ دست تنهایی؟ ادعات میشده برای شروع یه 2500 تیکه اش رو خریدی یا چی؟ همین ... از وبلاگ دری وری های یک کیبورد به دست
«بهمن فرسی»
دلم میخواست گریه کنم، نه برای کسی، نه برای چیزی، فقط برای تنهایی خودم، و گریه معنایی نداشت. عباس معروفی
که از تنهایی و متروکه بودنش گله ای نداره
آقامون داریوش
از وبلاگ کدئین
شاید کمی دور تر از این هوای پر از دی اکسید تنهایی
پیاده مان کرد در جزیره ای تنهاتر از اینجا
دورتر از این دنیا
| Design By : Pichak |



